محمد قنبرى
474
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
الحديث آمده است و ايشان با وجود ارجاع بدان ، باز ابوحمزه را تضعيف كردهاند كه مايه شگفتى است . حال اگر از اين دلايل كه عدالت او را ثابت مىكند صرفنظر كنيم وثاقت او غير قابل انكار است ، زيرا جميع علماى رجال او را توثيق كردهاند و اينكه ايشان مىگويند : « علما بدون توجه به اينكه فسق جوارحى به راستگويى صدمه مىزند او را توثيق نمودهاند » كلامى بدون دليل است بلكه براى علماى رجال تا وثاقت فاسقى ، كاملًا ثابت نشده باشد او را توثيق نمىنمايند . « 1 » و از اين گذشته خود على بن حسن بن فضال كه نسبت فسق به ابوحمزه داده است ، فطحى مذهب بوده و داراى عقيده فاسد بوده است - كه به مراتب از بدكردارى بدتر است - بنابراين عادل محسوب نمىشود ولى راوى موثقى است و وثاقت او از توثيق شيخ طوسى و نجاشى و مانند ايشان به دست آمده است . « 2 » حال با اين ترتيب چگونه با وجود فاسق بودن على بن حسن بن فضال توثيق علماى رجال دربارهء وى بدون ترديد پذيرفته مىشود ولى شبيه همين توثيق در مورد ابوحمزه ثمالى رد مىشود و اصولًا اگر ما اين سخن را بپذيريم ديگر به سخن كدام رجالى و در كدام مورد ، مىتوانيم اعتماد كنيم ؟ شايد توثيقات ايشان در مورد غير ابوحمزهء ثمالى نيز ناشى از عدم توجه به اين مسئله بوده است ، در ضمن اين بحث روشن شد كه كتاب معرفة الحديث به جهت تضعيف يك راوى ، چگونه به روشهاى غير علمى تمسك جسته است . 6 . ايشان در مورد كتاب صحيح الكافى مىگويند : « اصولًا كسى نمىتواند به كتاب صحيح الكافى اعتراض كند ، كسانى كه تمام احاديث كافى را تقديس مىكنند
--> ( 1 ) . ببينيد رجال سيد بحرالعلوم ، ج 4 ، ص 147 . ( 2 ) . رجال نجاشى - يا به تعبير بهتر فهرست نجاشى - ، احمد بن على بن احمد بن عباس نجاشى ، مكتبه الداورى ، 1397 ق ، قم ( افست از چاپ بمبئى ) ، ص 181 ؛ فهرست شيخ طوسى ، چاپ دانشگاه مشهد ، 1351 ، - افست از چاپ اسپرنگر - ص 216 ؛ رجال شيخ طوسى المطبعة الحيدريه ، النجف الاشرف ، 1381 ق ، ص 419 و 433 ( بدون توثيق ) ؛ قاموس الرجال ، ج 6 ، ص 454 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 11 ، ص 331 . البته در روايتى در مورد خاندان بنى فضال آمده است : « خذوا ما رووا و ذروا ما رأوا » ، ولى روايت ضعيف است ( معجم رجال الحديث ، ج 11 ، ص 334 ) ، نيز ببينيد منتقى الجمان ، ج 1 ، ص 15 .